خرید بک لینک




حکایت آن مرد را شنیده ای که
نزد طبیب رفت و از غم بزرگی که در دل داشت گفت.
طبیب به او گفت:
به میدان شهر برو،
آنجا دلقکی هست،
آنقدر تو را میخنداند تا غمت از یادت برود.
مرد با چشمی اشکبار،
لبخند تلخی زد و گفت:
من همان دلقکم...


برچسب: نویسنده: سجاد تاريخ: دوشنبه 12 فروردين 1392 ساعت: 16:06

صفحه بندی